تبليغاتX
ایمان
برای خوب بودن و خوب موندن...
دلخوشی زندگی

از روزی که با هم یکی شدیم و خواستیم بی پیش نیاز و پس نیازی بریم خونه خودمون، دیگه به اینجا حس تعلق ندارم.انبوه لباسهایی که اتاقمو پر کردن از این ور به اون ور کنار میزنم تا جای نشستن داشته باشم.حس می کنم خونه می خوام برا خودم.خونه خودم.این اتاق مال من نیست...نمیتونم به دیوارهایش دل ببندم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 23:13  توسط سمیرا  | 

                                        سبزینه

میذارم بگذره و منم از کنارش میگذرم.اینجوری به هم گیر نمیدیم.من و زندگی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 7:48  توسط سمیرا  |